سلام. شرمنده روي ماه همه تون هستم. اين پست رو به من اجازه بديد كه يه موضوع جديد رو كه براي من مهم بوده بنويسم، باقي تست روانشناسي رو دفعه ديگه واسه تون مي نويسم.
موضوع راجع به خانوم 20 ميليون دلاري يا همون انوشه خانوم انصاري، فضانورد عزيزمونه.
يه شمه اي از اين خانوم واسه تون مي نويسم، منبع رو هم اعلام مي كنم. خانم انوشه خانوم، در شهريور ماه 1345 در مشهد به دنيا اومدن. چهار دست و پا راه رفتن رو كه ياد گرفته والدينش تصميم گرفتن به تهران مهاجرت كنن. در سال 1363 بعد از اخذ ديپلم، با خانواده گرامي شون تشريف بردن آمريكا. البته مهاجرتي واسه اقامت دائم در آمريكا. حالا اينكه ايشون از بچگي دلشون مي خواسته پرواز كنن و اينا رو بي خيال. باقي زندگينامه اش رو هم اگه دوست داشتيد بخونيد مي تونيد به نشرياتي كه اين روزا خبر داغشون زندگينامه و هنرهاي اين خانومه مراجعه كنين.
حالا مي رم سر حرف خودم. يه نشريه خانوادگي هست كه من آبونه اش هستم. عكس روي جلدش هم بر خلاف نشريات ديگه خانوادگي اختصاص داره به مطالب داخل مجله. يهو عكس علي دايي رو ميذاره روي جلد. يهو عكس حسين رضازاده پهلوان ملي ايروني رو، يه بار عكس فلان مسئول مملكتي و خانواده اش رو. اين بار هم هنر فرموده و عكس اين خانوم خانوما رو كرده زينت جلدش!! يا جلدش رو بهش زينت داده. با افتخار فراوون هم دقيقاً 5 صفحه از مجله رو به زندگينامه و تصاوير و يادداشتهاي اين خانم از فضا اختصاص داده! چه قده هم افتخار كرده به وجود اين سركار عليه!!
حالا واسه من يه سوال پيش اومده. اين خانم كه در سال 63 يعني بحبوحه جنگ تحميلي توي ايران با خانواده فرار مي كنن مي رن آمريكا، واسه اينكه خداي ناكرده به وجود مباركشون آسيب نرسه! شدن افتخار ملي؟
خداييش پولدار بودن اگه افتخاره كه بايد به خيلي تحفه هاي ايروني ديگه كه اونور آب عشقشونو مي كنن و دم از ايروني بودن هم مي زنن بايد افتخار كنيم. خداييش انصافه كه روي جلد يه مجله ايروني كه در اين زمان داره چاپ مي شه، يه بار عكس يه پهلوون ايروني كه با وجود كلي پيشنهادهاي ميليون دلاري پشت به مملكتش و ملتش نكرد چاپ بشه يه بار هم عكس اين خانم فراري؟
ايشون اگه اين همه پولي رو كه من توي اين مجله خوندم رو در آمريكا سرمايه گذاري مي كنند، توي ايران سرمايه گذاري مي كردن و اين ايستگاه فضايي رو توي ايران راه اندازي مي كردن افتخار ايرون بودن يا الان كه با كمال افتخار پرچم ناميمون آمريكا رو به بازوي راستشون مي بندن؟؟؟؟
من یکی که به این خانوم اصلاً افتخار نمی کنم
قضاوت رو مي ذارم به عهده شما عزيزان و اميدوارم كه قضات عادلي باشين.
قربون همگي.
خوب، سلام و صد سلام به همه اونايي كه بهم لطف كردن و تنهام نذاشتن. حال و احوالتون كه خوبه؟
راستش من خيلي از وبلاگها رو خوندم و ديدم. همه ماشاالله قشنگ و پرمحتوا و به درد بخورن. واسه همينم تصميم گرفتم موضوع خاصي رو انتخاب نكنم و هر بار هر مطلب قشنگ و جالبي هر جا به چشمم خورد، براتون بنويسم. اين به نظرتون چه طوره؟ خوبه؟
حالا براي اولين بار مي خوام يه تست خودشناسي رو بذارم كه البته بخاطر طولاني بودنش اونو در دو سه پست بهتون تقديم مي كنم و اميدوارم كه ازش خوشتون بياد.
-------
اگه مايليد به شخصيت و افكار كسي كه كنار دستتون نشسته پي ببريد، بايد بدونيد كه علم روانشناسي اين كار رو برامون راحت كرده. البته دليل اين كه ما علاقمنديم به شخصيت افراد پي ببريم اينه كه ارتباطمون جهت دار مي شه و البته هر چي كاملتر و بهتر با ديگران و خودمون ارتباط برقرار كنيم احساس موفقيت از ايجاد ارتباطي صحيح و دوستانه ما رو زودتر به اهدافمون مي رسونه و باعث تعالي افكار و رفتارمون توي زندگي مي شه.
فرد خوددار:
اگه كسي دستاش رو پشت كمر قفل كنه، نشون ميده كه خودش رو به شدت كنترل كرده. در اين حالت اون سعي داره كه خشم يا احساس نااميدي رو از خودش دور كنه.
حالت تدافعي:
اگه انگشتاي دستها به بازو گره خورده باشه نشون دهنده حالت تدافعي در برابر حمله اي غير منتظره و ناگهاني يا بي ميلي براي تغيير چهره اون شخصه. اگه انگشتها مشت شده باشه، حالت بي ميلي بيشتره.
واسه اين جلسه ديگه كافيه. چون خودمم زياد حرف زدم. باقيشو دفعه ديگه براتون مي نويسم.
لازم به ذکره که این قالب موقتیه و قالب جدید تو راهه.
قربون همگي.