تبليغاتX
KAROLIN :: کارولین
نذر!!!!

سلام. خوبين؟

ما يه همسايه داريم، ماشاالله از مال دنيا هيچي كم نداره. خدا رو شكر، هيچ كم و كسري ندارن. آقاي خانواده شغل آزاد داره. حالا چي چيش رو بي خيال. اين آقا، شونصد تا هم بچه اعم از دختر و پسر داره، كه اين شونصد تا بچه هم شونصد تا نوه براش آوردند. حالا شونصد تا اغراق بودش. ولي ده دوازده تايي داره- بگو ماشاالله- هر كدوم از اينام يه چهار پنج تايي بچه دارن. ماشاالله خودشون يه ايلند. بازم خدا رو شكر همه دختر و پسراش با افرادي هم سطح خودشون ازدواج كردند و هيچي از مال دنيا كم ندارند. آقا و خانمهايي كه شما باشيد، اين بنده خدا " بزرگ خانواده رو عرض مي كنم "، هر سال محرم كه مي شه يه نذري داره كه اگه درست يادم مونده باشه، ظهر تاسوعا ناهار مي ده. حالا چه طوري؟ اين طوري كه يه گاو مياره جلوي دسته عزاداران تالااااااپ، مي كوبه زمين، بعد هم سرش رو گوش تا گوش مي بره و زودي هم جمع و جورش مي كنند و مي برندش توي خونه شون. از اون به بعد درب هاي خونه شون بسته مي شه. حالا زحمتهايي كه مي كشند بماند. پوست كردن حيوون، تميز كردن شكم و كلي كوفت و زهر مار ديگه اش. كارشون كه تموم مي شه ناهار رو راه مي اندازند. گفتم كه اگه اشتباه نكنم ظهر تاسوعا. ناهارشون هم چلو گوشت مي باشد. بعد تمام دربهاي ورود و خروج به ساختمان پلمپ مي شه كه نكنه جنبنده اي وارد يا خارج بشه. از صبحش هم بر و بچز و نوه هاش رو خبر كرده و همه هم دور هم جمعند. ناهار رو كه نذري هم مي باشد، مي شينند و نوش جان مي فرمايند. حالا اگه يه نفر بره در خونه شون رو از جا هم در بياره و بگه من از گرسنگي دارم مي ميرم، يه لقمه به من بديد، كسي محل بهش نمي ده. ناهارشون رو كه نوش كردند و ته ظرفها كه ليس زده شد و غذاي يك هفته ديگه شون هم داخل يخچال رفت، تازه درب هاي ورود و خروج باز مي شه و رفت و آمد آزاد اعلام مي شه. حالا اگه گفتيد من اين ها رو از كجا مي دونم؟ چون بين اين همه آدم بدبخت بيچاره و گرسنه توي شهر، اينا دلشون خيلي واسه ما مي سوزه، لابد خيال مي كنه ما هم خيلي گناه داريم. ميان مردهاي خونه ما اعم از پدر و برادر و اينا رو دعوت مي كنند كه شما حتماً بايد بياييد. نذري امام حسينه، خلاصه كلي از اين محبت هايي كه در حق آدمهايي كه گناه دارن، انجام مي دن.حالا خداييش مردان ما هنوز نرفتند و از اين غذاي نذري نخوردند. چون به قول مامانم، مي گه نذري رو بايد به آدمي داد كه سال تا سال توي خونه اش رنگ غذاي گرم رو نمي بينه، نه بشينه خودش و دو تا آدمي كه دستشون به دهنشون مي رسه بخوره و بعدش هم منتش رو سر امام حسين بذاره.

حالا از اين كه بگذريم، نه ولش كن. خيلي طولاني مي شه. كسي حوصله اش نمي گيره بخونه بابا. دفعه ديگه باقيش رو هم واسه تون مي گم. البته اگه دوست داشته باشيد.

.......

حالا سوال من: شماها هم نذري مي ديد؟ چه طوري؟ يا اصلاً نذر مي كنيد؟

صبر كنيد، همين اول من خودم جوابش رو بدم كه نگيد خودت چرا جواب ندادي.

ما هم آره بعضي وقتها. ولي اين طوري نه. حالا طورش رو دفعه ديگه مي گم. باشه؟

قربون همگي و

نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 7:11  توسط کارولین